آنیما و آنیموس در نظریات یونگ





 

آنیما و آنیموس از تئوری های بسیار مهم در نظریات یونگ می باشند که بسیار ارتباط تنگاتنگی با کهن الگوی یونگ دارند. تئوری های مرتبط یونگ در این زمینه با مکتب روان شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ تعریف می شوند. آنیما در ضمیر ناهشیار مرد به صورت یک شخصیت زنانه جلوه می کند و آنیموس در ضمیر ناهشیار زن به صورت یک شخصیت درونی مردانه پدیدار می شود و تجلی میابد. یونگ برای نگرش بیرونی شخصیت حالتی را قائل بود که آن را نقاب نامید. 

-- 

اگر از اپلیکیشن اندرویدی وب سایت استفاده می کنید، لطفا دکمه ی مشاهده را کلیک کنید تا مطلب را به صورت کامل مطالعه نمایید.

کارل گوستاو یونگ برای همه ی شخصیت های انسان ، نگرش های بیرونی شخصیت انسان را نیز در نظر می گرفت و آن را نقاب نامید. با این حال نیز معتقد بود که همه انسان های نگرش و شخصیتی درونی هم دارند که در جهت دنیای ناهشیار انسان ها قدم بر میدارد. یونگ برای تعریف شخصیت های زنانه در مرد و ضمیر ناخودآگاه مرد از کلمه ی آنیما استفاده می کند و در مقابل برای صفات مردانه در زنان نیز از تعریف آنیموس استفاده می کند. این نوع از جنبه های شخصیت در زنان و مردان اهمیت بسیار عالی دارد و می تواند در شخصیت و ضمیر ناخودآگاه آنها بسیار موثر واقع شود. البته نباید در این قسمت از ناخوداگاه جمعی یونگ که حاصل تجمیع احساسات، حس های تاریخی و متافیزیکی می شود، غافل شد.

آنیما


عنصر زنانه و یا عنصر مادیانی در مرد را آنیما - Anima - می نامند. یکی از بهترین مثال هایی که می توان برای عنصر مادینه ی آنیما در مردان به کار برد، ویژگی های عاطفی زنانه در شخصیت های مردان است. عنصر مادیانه معمولاً توسط مادر شکل می گیرد. این جنبه ی بسیار ناهنجار و غیر مناسب معمولاً تا جایی پیش رویی می کند که مرد نیاز عاطفی خود را به عنوان یک مشکل قلمداد کرده که از عهده ی آن بر نمی آید.

از نسبت ها و جنبه های بسیار مثبت و مفید آنیما می توان به این نکته اشاره کرد که این عنصر می تواند مرد را در جهت پیدا کردن همسر مناسب و داشتن یک ازدواج موفق یاری دهد. البته باید متذکر شد که ازدواج موفق در گرو مشاوره ی قبل از ازدواج است. همچنین در زمانی که ذهن منطقی مرد در شناسایی شخصیت زن ناتوان است به کمک او می آید و در شناسایی شخصیت زن کمک بسیار زیادی به وی می کند. نقش بسیار مهمی که بر عهده ی عنصر روان شناسی آنیما است، این است که این عنصر به فرد اجازه می دهد تا ژرف ترین قسمت های شخصیت خود را بررسی کند و به اعماق وجودی خودش پی ببرد. عنصر مادیانه، نقش میانجی را میان من و دنیای درونی فرد - یعنی «خود» بر عهده دارد. 

عنصر مادیانه و یا عنصر زنانه هنگامی در مرد به صورت کامل بلوغ و ظهور می یابد که مرد و یا شخصیت مردانه به احساسات خودش توجه ویژه ایی داشته باشد و آن ها را به صورت عاقلانه و جدی پرورش دهد و به آنها شکل و روی بدهد. مثلا به صورت نوشته های ادبی، نقاشی، هنر های تجسمی، موسیقی و یا رقص. از کهن الگو های آنیما در وجود مرد می توان به چهار مرحله و کهن الگوی اصلی اشاره کرد:


هشدار: احترام بیش‌ازحد به عنصر مادینه به منزله تمثیل مذهبی، خطر از دست دادن جنبه‌های فردی را داشته، خطر فرافکنی را به وجود آورده یا مرد را قربانی تمایلات جنسی خود می‌کند یا ناگزیر به بند یک زن واقعی می‌کشاند.


  • حوا: در این مرحله روابط مرد کاملا غریزی و فیزیکی است و بسیار قسمت های جنسی و جسمی مورد توجه قرار می گیرد.
  • هلن: هلن در اسطوره های یونانی، شخصیت افسانه ایی و بسیار زیبا قلمداد می شود. اما عناصر جنسی همچنان مشخصه ی اصلی آن است.
  • حضرت مریم(ع): مرحله ایی که در آن عشق را تا به مقام پارسایی و پیامبری بالا می برد. 
  • سوفیا: مرحله ی عقل یا خرد که حتی از مراحل دیگر نیز بالاتر می رود. انکشاف روانی و فردی مرد امروزی بسیار به ندرت به این مرحله نزدیک می شود.

آنیموس


عنصر مردانه و یا عنصر مذکر که در آن ، عناصر مردانه بیشتری در شخصیت زن نمود می یابند. در درون هر شخصیت یک زن ، یک مرد نیز وجود دارد. در این عنصر مانند سایر عناصر قبلی، تخیلات جنسی و تخیلات فیزیکی نمود و گسترش بیشتری پیدا می کنند. زن مانند مرد در این مرحله نیز باید برای رسیدن به عرفان بسیار بالا و بسیار ویژه نیز تلاش کند تا به بهترین مرتبه ی ممکن خود برسد. در صورتی که زن در این مورد شکست بخورد، افکار و عواطفش بسیار شکننده شده و خودش را مورد سرزنش و مذمت بسیار زیادی قرار می دهد. ویژگی های مردانه درست مانند ویژگی های زنانه مراتب مختلفی دارد که از جنسی ترین و پست ترین مرحله شروع می شود و به مرحله ی عرفان و نبوغ می رسد. 

 

اصالت کلمه ی آنیموس به زبان لاتین بر می گردد. از این کلمه در زبان لاتین برای توصیف عقل قدسی، زندگی، قدرت روحی، جرئت و یا خواسته ی جنسی استفاده می شد. در اوایل قرن نوزدهم میلادی، از آنیموس برای توصیف خشم و خشونت استفاده می شد. در سال 1923، این کلمه به یکی از مفاهیم و تعاریف مهم یونگ تبدیل شد. در این تعریف ویژگی های مردانه ی زن را تعریف می کنیم که مانند مرد نیز شامل چهار مرحله ی مهم می شود.

 

مراحل چهارگانه ی آنیموس


یونگ در مفاهیم روان شناسی خود تمرکز بسیار زیادی روی آنیما - ویژگی های زنانه در مرد - داشته است و کمتر به مساله ی آنیموس پرداخته است. یونگ بر این باور بود که هر زنی در روان خود یک آنیموس به همراه دارد، این به معنای وجود یک سری ویژگی های ناخودآگاه نرینه در مرد می باشد. از نظر یونگ، آنیموس از آنیما پیچیده تر است. یونگ با این فرضیه پیش می رود که زنان از تصاویر و عناصر مردانه ی بسیار زیادی میزبانی می کنند در حالی که مردان فقط از عنصر های بسیار متداول و پیش پا افتاده استفاده می کنند.   

 

یونگ اظهار کرده است که برای آنیموس نیز مانند آنیما چهار مرحله ی اصلی تعریف می شود. 

 


هشدار: تمامی مراحل یونگ ، بعد از پیشرفت بسیار وارد حریم عقلانی می شوند.


 

تارزان - مردی که قدرت های فیزیکی زیادی دارد: آنیما در مرحله ی اول به عنوان یک ویژگی فیزیکی مردانه در زن شناخته می شود. به عنوان مثال، زنی که مانند مردان قدرت قهرمانانه دارد و بازو های پولادین او پرورش یافته اند. - قهرمان جنگلی خیالی که تارزان نام دارد.

 

بایرون - مردی که عاشق است و خصوصیات رمانتیک دارد: در مرحله ی بعد، آنیموس ظرفیت کار های برنامه ریزی شده را دارد و با عشق رمانتیک روبه رو می شود. این مرحله از نام شاعر قرن 19 بریتانیا، لرد بایرون گرفته شده است. این نام در ادبیات معاصر آمریکا مانند داستان های همینگوی نیز به راحتی دست یافتنی است.

 

لوید جورج - مردی که پروفسور، کشیش و مبلغ دینی است: در مرحله ی سوم، آنیموس تبدیل به یک کلمه ی خاص می شود که عمدتاً به معنای کشیش و مبلغ دینی تلقی می شود. لوید جورج، سیاست مدار و قانون گذار آمریکایی.

 

هرمس - مردی که روحیات عالی دارد و از لحظا روحی پرورش یافته است: سرانجام در نظریات یونگ و در چهارمین مرحله از آنیما و آنیموس، یونگ به بهترین و روحانی ترین مرحله نزدیک می شود. در این مرحله که بهترین و بالاترین و روحانی ترین مرحله ی آنیموس است، جنس مونث به بالاترین مرحله ی روحانیت و قدرت روحی می رسد.

 

مقایسه ی بین آنیما و آنیموس


هر چهار نقش در آنیما و آنیموس در مورد جنسیت هایی که این خصوصیات را پذیرفته اند، هویتی عمل می کنند. یونگ بر این باور بود که در حالی که آنیما بیشتر خصوصیات مفرد جنس مذکر را در بر می گیرد. آنیموس ممکن است شامل وجوه مختلفی از ویژگی های مردانه در زن باشد. با این حال نتیجه می گیریم که ضمیر ناخودآگاه این واقعیت را نشان می دهد که آنیموس بیشتر نمایانگر عناصر جمعی تا اینکه عناصر فردی را نشان بدهد.

فرآیند توسعه ی آنیموس با ترویج - Cultivating - و پرورش یک ایده ی مستقل و غیر اجتماعی از خود با تجسم عمیق تر این کلمه و نمود پیدا کردن ویژگی های آنیموس سر و کار دارد. برای روشن کردن این مسئله، این به این معنای نیست که یک سوژه ی مونث بیشتر در مسیر خودش قرار بگیرد،(همان طور که این کلمه بیشتر در سوبژکتیویته ، احساسات و دینامیسم حرکتی قرار می گیرد، آنیما نیز در این حیطه قرار می گیرد) بلکه سوژه ی مونث کاملا از احساسات و باور های خودش آگاه می شود و توانایی بیشتری برای ابراز احساسات و باور های خودش دارد. بنابراین - آنیموس در توسعه یافته ترین حالت خودش زن را نسبت به مرد برای ایده های خلاق فهمیده تر می کند.

هر دو مراحل پایانی آنیموس و آنیما کیفیت های دینامیک دارند - این دو مرحله ارتباط بسیار بیشتری با پیش رویی کلی آنیموس دارند. 

 

کسانی که در حال مطالعه تئوری ها و مفاهیم یونگ هستند، هشدار داده اند که هر گونه تشخیص از ضمیر ناخودآگاه- سایه، آنیما، آنیموس و خود اصلی -  هم جنبه ی روشن دارد و هم جنبه ی تاریک. آنیموس و آنیما هر دو جنبه را با هم به همراه دارند. آنیما و آنیموس هم می توانند منجر به توسعه ی زندگی فردی و خلاقیت شخصیتی شوند و یا می توانند منجر به رنگ وتحجر شدگی فرد شوند. یکی از خطرات این گونه تاثیر پذیر های ناشی از تعریف یونگ از تجاوز خودآگاه توسط کهن الگوی ناخودآگاه بود. مالکیتی که از آنیما استفاده می شود، تلخ کامی نام دارد؛ در این تعریف آنیما خودش را با افراد فرومایه احاطه می کند. یونگ تاکید می کند که حالت تجاوز و مالکیت آنیما باید به سرعت جلوگیری شود. در غیر این صورت آنیما وارد جهان درونی می شود، جایی که در آنجا بین خودآگاه نیمه هشیار - Ego و ناخودآگاه سرگردان می شود، همانطور که پرسونا بین خودآگاه نیمه هشیار و محیط سرگردان می شود. 

 

متناوبا، آگاهی بیش از حد از آنیما و آنیموس می تواند منجر به نتایج زود هنگام در مورد فرآیند رشد فردی شود. یک نوع فرآیند خراب کاری روان شناسی، برای شناسایی آنیموس به صورت موقت و با کلیت تمام. به جای راضی بودن در مورد یک موقعیت متوسط، آنیموس به دنبال توسعه ی خود، همراه با شناسایی آنیموس توسط بیمار است.این نوع از شناسایی قاعدتاً اتفاق می افتد زمانی که سایه، یا نیمه ی تاریک وجود هنوز به صورت کامل شناسایی نشده است.

 

نظرات کاربران

برای ثبت نظر لطفا از کلید سبز رنگ پایین صفحه استفاده بفرمایید.





مطالب پر بازدید سایت

پنج روش برای تقویت حافظه

دسته بندی: امید و فرهنگ زندگی کردن

تعداد بازدید: 10166

جریان سیال ذهن چیست؟

دسته بندی: ذهن میلیونری

تعداد بازدید: 10025

کاهش وزن سریع

دسته بندی: امید و فرهنگ زندگی کردن

تعداد بازدید: 9110

جریان سیال ذهن

دسته بندی: امید و فرهنگ زندگی کردن

تعداد بازدید: 8482


  • آدرس : قروه خ شریعتی کوچه شهید عراقی رو به روی ساختمان پزشکان سعید کلینیک روان شناسی بالینی و مشاوره انتخاب روشن
  • پست الکترونیک : صفحه ی تماس با ما
  • فکس : 08735228555
  • تلفن : 08735228555
  • موبایل : 09182791878-09188721878

مجوز وزارت ارشاد و اینماد

  • logo-samandehi

عضویت در خبرنامه

شبکه های اجتماعی